الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
191
الغدير ( فارسي )
فرمود : آيا من بهر مؤمنى اولى نيستم از خودش ؟ گفتند : آرى هستى ، فرمود آيا زنهاى من مادران مؤمنين نيستند ؟ گفتند : چرا فرمود بس اين ( اشاره بعلى عليه السّلام ) مولاى كسى است كه من مولاى اويم - بار خدايا دوست بدار آنكه او را دوست بدارد و دشمن بدار آنكه او را دشمن بدارد ، بعد از اين جريان عمر بن خطاب او را ( على عليه السّلام را ) ملاقات كرد و به او گفت : گوارا باد تو را اى پسر ابى طالب ، صبح و شام نمودى در حالى كه مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى ، سپس ( حموينى ) گويد : امام حافظ - شيخ السنّه ابو بكر احمد بن حسين بيهقى اين حديث را در فضائل امير المؤمنين على رضى اللَّه عنه وارد كرده و من آن را از خطَّ مباركش نقل نمودم ، و گفت : خبر داد ما را - استاد - پيشوا عماد الدين عبد الحافظ بن بدران بن شبل بن طرحان مقدسى بوسيله قرائت من بر او در شهر نابلس ، و شيخ صالح - محمّد بن عبد اللَّه انصارى حرستانى ( 1 ) بطريق اجازهء روايت آن ، از ابى عبد اللَّه محمّد بن فضل عراوى بطريق اذن روايت آن ، از استاد - پيشوا ، ابى بكر احمد بن حسين كه گفت : خبر داد ما را على بن احمد بن عبيد باخبار از احمد بن سليمان مؤدّب بحديث از عثمان و او از زيد بن حباب بحديث او از حمّاد بن سلمه از على بن زيد بن جدعان ، از عدىّ بن ثابت از براء كه گفت : با رسولخدا صلى اللَّه عليه و آله رو آورديم تا آخر حديث كه ذكر شد . 33 - نظام الدين قمى نيشابورى روايت او بلفظ ابى سعيد خدرى در ص 99 گذشت . 34 - ولى الدين خطيب در « مشكاة المصابيح » كه در سال 737 تأليف شده در ص 557 داستان تهنيت را بطريق احمد از براء بن عازب و زيد بن ارقم بلفظ مذكور وى در ص 182 روايت نموده . 35 - جمال الدين زرندى مدنى متوفّاى هفتصد و پنجاه و اند ، داستان تهنيت را در كتاب خود « درر السمطين » از طريق حافظ ابى بكر بيهقى باسنادش از براء بن عازب بلفظ مذكور از حموينى روايت نموده .
--> ( 1 ) نسبت به - حرستا - بفتح حاء و راء و سكون سين - قريه ايست در يكفرسخى دمشق .